به نام خدا
نرگس کلبادی نژاد.
موضوع: آموزش پرورش ایتالیا.
استاد: دکتر میر عربرزی
دانشگاه مازندران. کارشناسی علوم تربیتی
مقدمه:
مقایسه به عملی اطلاق می شود که در آن دو یا چند پدیده را در کنار هم قرار داده، برای یافتن وجوه اختلاف و تشابه، آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
اصولاً در زندگی روزمره بدون کار تطبیق و مقایسه نمی توان تصمیمی اتخاذ نمود و راه و روشی برای حل و فصل رضایت بخش امور انتخاب کر. مثلاً زمانی که یک کالای
خاص را از میان انواع مشابه آن برای خرید برمیگزینیم و یا از میان چند رشتهِ تحصیلی، رشته دلخواه خویش را انتخاب میکنیم و یا از میان چندین شیوهِ ادارهِ امور
مؤسسه های آموزشی ،کار مدیریت یک مؤسسه را بر سایر مؤسسات آموزشی ترجیح میدهیم، در تمامی این موارد به نوعی مقایسه و تطبیق مبادرت ورزیدهایم که به اعتقاد خود
به گزینش اصلح منتهی شده است.
در حیطهِ آموزش و پرورش، این مقایسه یا تطبیق میتواند میان رویدادهای آموزشی در داخل یک نظام آموزش و پرورش صورت گیرد و یا در سطح وسیعتری ویژگیهای گوناگون
یک نظام تربیتی با نظامهای تربیتی کشورهای دیگر مقایسه شود.
بدینسان آموزش و پرورش تطبیقی را میتوان چنین تعریف کرد:
آموزش و پرورش تطبیق ترجمهِ اصطلاح < comparative education>است و به دانشی اطلاق میشود که موضوع آن شناسایی، تحلیل و مقایسه شباهتها و تفاوتهای پدیدههای تربیتی
در داخل یک نظام آموزشی و یا میان نظامهای آموزش و پرورش کشورهای مختلف جهان با توجه به عوامل اجتماعی، مذهبی، اقتصادی، سیاسی مؤثر در تشکل و پیدایش آنها است.
● اهداف و کاربرد مطالعات و پژوهشهای تطبیقی در زمینهِ آموزش و پرورش
اصولاً بررسیهای تطبیقی در حوزهِ آموزش و پرورش در جهت تحقق هدفهای زیر انجام میشود:
▪ کشف حقایق و مسائل تربیتی کشور خویش از طریق تحلیل و شناخت مسائل نظامهای آموزشی کشورهای دیگر
▪ ارزیابی مبتنی بر واقعیتنگری و پرهیز از خودشیفتگی فرهنگی منبعث از قومگرایی، ایدئولوژی و تمایلات ناسیونالیستی افراطی
▪ برنامه ریزی
▪ برقراری و توسعه روابط فرهنگی میان کشورهای مختلف جهان در جهت وحدت و ایجاد صلح و دوستی و تفاهم میان انسانها
▪ معرفی نوآوریهای آموزشی
▪ شناخت مسائل جهانی آموزش و پرورش
● بیان ضروریات آموزش و پرورش تطبیقی
آموزش و پرورش تطبیقی یکی از رشتههای علوم تربیتی است که موضوع آن تجزیه و تحلیل و شناخت شباهتها و تفاوتهای موجود میان پدیدهها، نهادها و نظامهای آموزشی است.
این شناخت و تفسیر آن باید در متن اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی رویدادهای تربیتی انجام گیرد. این تعریف چند نکته مهم را در خصوص ضرورت و اهمیت مطالعات
و پژوهشهای تطبیقی در آموزش و پرورش طرح میکند:
▪ آموزش و پرورش تطبیقی علمی است چند رشته ای. محقق آموزش و پرورش تطبیقی با این که لازم است در یک زمینهِ خاص مرتبط با موقعیت های تربیتی اطلاعات تخصصی داشته
باشد اما باید از زمینههای دیگر نیز مطلع باشد. در واقع، این به ماهیت رویدادها و موقعیت های آموزشی مربوط میشود که به جهت پیچیدگیشان لازم است از ابعاد متفاوت
ولی مکمل به آنها نگاه شود.
▪ آموزش و پرورش تطبیقی منجر به شناخت میشود. این شناخت به جز آن که سبب توسعهِ دانش آموزش و پرورش تطبیقی میشود، چگونگی و چرایی موقعیتهای تربیتی را به مسئولان
و مربیان نظامهای آموزشی میشناساند.
▪ از بُعد روش شناسی، نگرش مقایسهای باعث میشود پژوهشگران نظامهای آموزشی از شباهتها و تفاوتهای موجود در میان پدیدههای آموزشی آگاه شوندوازهرگونه نگرش افراطیدرپذیرشیاردالگوهای
مو فق نظامهای آموزشی دیگر دوری جویند.
▪ آموزش و پرورش تطبیقی میتواند پوپایی نظامهای آموزشی را برای مدیران و عاملان آنها روشن سازد. نمیتوان نظامهای آموزشی را بدون شناخت و پذیرش پویایی و پیچیدگی
پدیدههای آموزشی از <بیرون> اداره کرد.
▪ آموزش و پرورش تطبیقی به بهبود نظامهای آموزشی نیز کمک میکند. مسئولان نظامهای آموزشی با شناخت وضعیت گذشته و موجود این نظامها میتوانند بهتر عمل کنند.
▪ یکی از یافته های مهم پژوهشهای تطبیقی در آموزش و پرورش این است که نظامهای آموزشی در ارتباط دائم و لازم با دیگر نظامهای پیرامون (فرهنگ، اقتصاد و سیاست...)
عمل کند؛ از اینرو نمیتوان پیرامون مدرسه حصاری کشید تا دانش آموزان را جدا از متن جامعه تربیت کرد.
آموزش پیش دبستانی ایتالیا
ساختار آموزشی
کودکستان
آموزش ابتدایی
آموزش متوسطه
دوره های آموزشی شغلی شاگردی آموزش استخدامی قراردادی و پیمانی :
تربیت معلم ابتدایی تربیت معلم کودکستان
مدرسة حرفه ای
مدرسة فنی
مدرسة هنر
دبیرستان هنر
دبیرستان کلاسیک یا علمی
آکادمی هنرهای زیبا
دانشگاه مؤسسات دانشگاهی
. آموزش پایه دولتی تا سن 15 سالگی می باشد که تا سن 16 یا 18 سالگی نیز ادامه می یابد.
. اسکولامه یا تحصیلات متوسطة فراگیر که به اخذ گواهینامة دوره جهت حضور در مدارس تکمیلی متوسطه می انجامد.
. در مدارس تکمیلی متوسطةدانش آموزان می توانند به واحدهای بالاتر علمی ، تکنیکی ، هنری یا حرفه ای وارد شوند و به شرط اخذ گواهینامه می توانند به همة دانشگاهها
وارد شوند و استخدام شوند
. سه سال دورة آموزش حرفه ای منجر به کسب گواهینامة صلاحیت و استخدام می شود . 5 سال دورة آموزشی منجر به اخذ گواهینامه حرفه ای می شود که برابر است با گواهینامة
مدرسة فنی.
سیستم تحصیلی شامل موارد زیر می شود :
ـ کودکستان ( غیر اجباری ) برای کودکان بین 3 تا 6 ساله .
ـ ابتدایی برای بچه های بین 6 تا 11 ساله .
ـ مدارس مقدماتی متوسطة برای کودکان بین 11 تا 14 ساله .
ـ مدارس تکمیلی متوسطه که شامل انواع متفاوت تحصیلات میباشد.درحالت کلی شامل دانش آموزان 15 تا 19 ساله است .
اجازة ورود به تحصیلات دانشگاهی و غیردانشگاهی تکمیلی به دانش آموزانی که امتحانات دولتی را بگذرانند داده می شود. دوره های آموزشی حرفه ای بصورت اختیارات کلی
هستند و افرادی که سنشان بین 16 تا 25 سال و گاهی اوقات بالاتر ، م توانند حضور داشته باشند.
برای بدست آوردن اجازة ورود به دبیرستان احتیاج به گواهینامة اتمام دوره مقدماتی متوسطه می باشد.هدف ازقانونگذاریهای خاص و نوآوریهای آزمایشی ،ارشاد دانش آموزانی
است که می بایست دربارة شغل آینده شان یا ادامه تحصیلات دردبیرستان تصمیم بگیرند
آموزش پیش دبستانی
ساختار آموزشی
ازمراکز پیش دبستانی در ایتالیا تحت عنوان اسکولادل اینفاتریا یاد میشود.کودکستان که اولین شکل آموزش بچه ها در ایتالیا است ، اجباری نیست، اما در جایگاه اولین
سطح تحصیلات قرار میگیرد.تعداد دانش آموزان شرکت کننده در این مدارس درحال افزایش است.اکنون درمجموع 96% از کودکان رده های سنی 3 و 5 سال در این کودکستانها
شرکت می کنند.درطول این دوره معلمان ، باید مهارتهای بچه ها را مورد خلاقیت ، طرز برخورد های اجتماعی ، استقلال و روش یادگیری بهبود بخشند .
همة کودکان رده سنی3سال درشروع سال تحصیلی (اول سپتامبر) یا آنهائیکه سومین روز تولدشان قبل از سی و یک دسامبراست میتوانند در یک کودکستان پذیرفته شوند.
مطابق قانون شمارة 444 از 1968 ، کودکستانهای دولتی از سه بخش ، تشکیل می شوند که هر بخش کودکان همسن را گروه بندی می کند.
گاهی اوقات این امکان وجود دارد که بخش هایی با کودکان غیرهمسن درحوزه های کوچک ، تشکیل یابد.هربخش نباید بیش از25دانش آموزداشته باشد به استثنای بخشهائیکه
دانش آموزان عقب ماندة ذهنی دارند.از اول سپتامبر سال2000، به علت استقلال،کلیه مراکز آموزش پیش دبستانی و مراکز مراقبتی کودکان در ایتالیا از بالاترین سطح
قدرت سازماندهی و مدیریت آموزشی درپذیرش اهداف کلی سیستم آموزش ملی ، ازادی تدریس و حق انتخاب آموزشی خانواده ها در تعیین برنامة مطالعات ، موضوعات و تعداد
ساعات برخوردار گردید.
برنامة آموزش کودکستانها بر اساس ارتباط نزدیک بین اهداف آموزشی (همانندی ، استقلال و رقابت) و ابعاد توسعه و سیستم های فرهنگی نمادین پایه ریزی شده است.
برنامه های آموزشی
از جمله مهمترین برنامه های آموزشی که در مراکز پیش دبستانی ارائه می گردد میتوان از موارد ذیل نام برد:
. شناخت اعضای بدن و اعضای حرکتی
. تقویت گفتار و ادای صحیح کلمات
. شناخت اشیاء ، زمان و طبیعت
. شناخت پیام ها ، اشکال و وسایل
. برقراری ارتباط با دیگران
آموزش پیش دبستانی در معنای دقیق تر آماده کردن تحصیلی بچه های 5 ـ3 سال است که بوسیلة طرح به اصطلاح Materno Or Scuole per Ilnfanzia فراهم شده است .
توجه و خدمات آموزشی ویژه ای برای بچه های کوچک زیر 3 سال وجود دارد و بوسیله برنامة Asili Nido فراهم شده است . برنامة The Scuole Mateme بخشی از سیستم آموزشی
است که با مسئولیت وزارت آموزش و پرورش می باشد در حالیکه Asili Nido متعلق به سیستم آموزشی نیست و تحت مسئولیت وزارت کار است .
برنامة Asili Nido عمدتاً توسط شهرداریها حمایت مالی شده و در میزان بسیار پایینی شرکت های خصوصی و غیر انتفاعی حمایت میکنند که البته فقط نسبت خیلی کمی از
جمعیت را تحت پوشش خود قرار می دهند یعنی در حدود %8 در سطح ملی و بویژه در ایتالیای مرکزی و شمالی . باضافة موارد اندکی در ایتالیای جنوبی و جزایر آن
اما در طی دهة اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای در آمادگی تحصیلی افراد دیده می شود.
درسال 1992 کمتر از 100000 دانش آموز( %7/5 از میان بچه های زیر 3 سال ) تحت برنامة Asili Nido بودند که در سال 1998، این تعداد به 120000 نفر (حدود %8 ) رسید.برنامة
Asili Nido توسط دولت یا گروههای فردی دیگری حمایت مالی شد ( مناطق و ایالت خود مختار ، شهرداریها ) یا یکسری مؤسسات خصوصی ، بویژه مؤسسات مذهبی و غیر انتفاعی
بخشی از هزینه این برنامه را به عهده می گیرند .
حضور در مدارس پیش دبستانی اجباری نبوده اما تقریباً حالت فراگیر گرفته و بیش از %95 بچه ها مورد نظر در نوعی از محیط های آموزشی پیش دبستانی حضور یافته اند.
بچه های معلول هم به طور کامل در مدارس عمومی ، با دیگر بچه ها تلفیق داده شده اند که حدود %98/0 از تعداد کل دانش آموزان را طی سالهای 99 – 1998 تشکیل
می دادند .
در مورد تفاوت نسبت دانش آموزان دختر و پسر به هم در مقطع پیش دبستانی ، نسبت دانش آموزان دختر به پسر %2/48 بود در مقابل %8/51 ( پسران ) در سال 97 - 1999
و این نسبت بر می گردد به عوامل جمعیتی به مسائل تبعیضی و . . . .
اخیراً بیش از 50% خدمات آموزشی پیش دبستانی توسط مؤسسات غیر دولتی ( شهرداریها و بویژه مؤسسات مذهبی ) فراهم می شود طی دهة 90 پیشرفت بیشتر مدارس دولتی باعث
Preminenco (؟) این محیطهای آموزشی در مقایسه با مؤسسات غیر دولتی شد .
و حالا در سال 1999 این میزان شامل بیش از 57 % از بچه هایی که در آموزش پیش دبستانی دولتی شرکت کرده اند را در مقابل کمتر از 43% محیطهای آموزشی غیر دولتی
می شود .هدف اصلی سیاستگزاران مملکت ، درحال حاضر تحت پوشش قرار دادن کل جمعیت مورد نظر و نیز بهبود کیفیت آموزشی در محیطهای آموزی می باشد . مدارس پیش دبستانی
دولتی معیارها و الگوهایی را پیروی می کنند که توسط حکم وزارتی ( 3 ژوئن و 1991 ) صادر شده است که این الگوهای آموزشی چیزی مثل برنامة آموزشی دورس برای معلمین
می باشد.این طرحها در حقیقت ، اهداف مقطع پیش دبستانی را طراحی می کنند که این اهداف عبارتند از ک تقویت قابلیتهای فرد با توجه به ویژگیهای بدنی ، عقلانی و
سایکودینامیک زد ، کمک به فرد در حصول اعتماد به نفس ، توسعة تواناییهای فرد بویژه تواناییهای عقلانی، زبانی ، حرکتی . ادارکی و احساسی اوست .
فعالیتهای آموزشی به طور منظم کنترل و ارزیابی می شود که این کار توسط بازرسینی که در وقع در نقش مشاورین عمل می کنند انجام می گیرد .
بیشتر مقطع های پیش دبستانی غیر دولتی هم ( نه به طور رسمی) این الگوی آموزشی را پذیرفته و به این ترتیب ، کیفیت خدمات آموزشی را تضمین می کند.عوامل احساسی
که انتظار می رود در بهبود کیفیت خدمات آموزشی دخیل باشند شامل : الگوهای آموزشی ذکر شده ، باضافة صلاحیت معلمین و نسبت تعداد معلمین به شاگردین است .
منظور از الگوهای آموزشی ، یک سری از بایدهایی هستند که مدارس پیش دبستانی باید به آن برسند و آن ها را بکار ببندند و فعالیتهای تحصیلی بچه ها باید در راستای
این بایدها باشد .
البته این « بایدها » صرفاً برنامة آموزشی واقعی یا خلاصة دروس نیست و فهرستی از استانداردهای کسب شده را به ما نمی دهند ، اما می شود چنین پذیرفت که در واقع
این معیارها به منزلة یک کتاب راهنمای آموزشی برای معلمین و نیز برای آن دسته از افرادیکه مهمترین ابعاد پیشرفت و ترقی تحصیلی بچه ها را توضیح داده و تعریف
می کنند و روشها و الگوهایی مناسب را بریا آموزش مؤثر طراحی می کنند می تواند مؤثر واقع شود .
بسیاری از مدارس غیر دولتی هم ، یک سری هماهنگی هایی را در راستای فعالیتهای آموزشی دنبال می کنند که معمولاً همسو و هماهنگ با مدارس دولتی بوده اما تا حدودی
از طریق مطابقت با بافت محلی و اجتماعی ، غنی شده است .در این چارچوب ، تجارب مهمی بایستی ذکر شود به عنوان مثال Scuole dell Infanzia از Regio Emilia و میلان
و دیگر شهرداریها ، Area Bambini از Pistoia ، مدارس پیش دبستانی Steiner و Montessori
در بسیاری از این موارد هدف از حمایت آموزش پیش دبستانی ، مزیت و ویژگی خاص این دوره است که اغلب در سطوح بین المللی هم شناخته شده است .
در مورد معلمان آموزش مقدماتی آنان تا سال 1998 توسط دانشکده های ویژه ای در سطح متوسطة سطح بالاتر همه ساله تکمیل شده بود ارسال 1998 سیستم اموزشی تغییر یافته
که شامل آموزش علمی مدرسین در سطح آموزش پیش دبستانی با برنامة ویژة Laurea تا این که آنها برای پست تدریس صلاحیت لازم را کسب کنند .تقریباً (100 % در سال 92
، 6 . 99 % ) در سال 1998 در مقطع پیش دبستانی معلم ها خانم بودند که تعداد این معلمین طی این دهه از 589 . 116 در سال 91 – 1995 تا 312 . 131 در سال 1994
تا 1998 افزایش یافته است.این افزایش به دلیل اصلاحات اساسی است که در مدارس دولتی در مقایسه با مؤسسات غیر دولتی انجام گرفته که نسبت بالاتری از میزان معلم
به شاگرد را نشان می دهد .درمقایسه با مدارس پیش دبستانی بسیای از کشورهای دیگر این نسبت معلم به شاگرد بسیار پایین است که میزان آن 1/12 در سال 1994 تا 1998
بود.( 3 . 11 در مدارس دولتی ، 5 . 12 در مدارس غیر دولتی ) که این نسبت پایین با هدف مدارس دولتی این طور ترفیع داده می شود و بسیاری از مدارس خصوصی و شهرداری
با امکان فراهم کردن بهترین خدمات آموزشی به عنوان مثال معرفی زمان آموزشی طولانی تر با همکاری دو یا چند معلم ، تعیین معلمان متخصص برای فعالیت های ویژه ،
افزایش ساعت آزاد ، بالا بردن کیفیت تجهیزات آموزشی و اضافه کردن خدمات تکمیلی سعی در بهبود وضعیت آموزشی می کنند .
به واسطه تصویب قانون شمارة 179 مصوب 27 می 1991، مجلس شورای ایتالیا ، توافق سازمان ملل متحد را درموردحقوق کودکان ( 20 نوامبر 1989 ) تصویب کرد و در حقیقت
این قانون نقطة شروع سیاستهای ایتالیا در حوزه آموزش پیش دبستانی محسوب می گردد.
با تصویب این قانون از سال 1989 مدارس پیش دبستانی دولتی به صورت رسمی و جدی آغاز به فعالیت نمودند.
با تصویب قانون شمارة 444 مصوب سال 18 مارس ، 1998که بر برخورداری کلیه کودکان برای حضور درمحیطهای آموزشی و تربیتی علیرغم زمینة اقتصادی ـ اجتماعی ، اجتماعی
، نژادی ، مذهبی و زبانی تاکید دارد،آموزش پیش دبستانی از اهمیت دوچندانی برخوردار گردید.از سال 1998 ، یعنی زمانی که آموزش پیش دبستانی دولتی ، پایه گذاری
شد ، آموزش اولیة کودکان و توجه به آن ، به ابتکارات شهرداریها . مؤسسات مذهبی ، مجمع و گروههای خصوصی و فردی اختصاص یافته و فقط نسبت محدودی از کودکان ( کمتر
از 50% ) از 6 – 3 ساله ها در آموزش پیش دبستانی و محیط آموزشی حضور پیدا می کردند. این درحالیست که در مدت 30 سال ، شرکت در مدارس پیش دبستانی به بیش از 95%
رسیده است که این به واسطة افزایش سرمایه گذاری دولت ، احداث مراکز پیش دبستانی در کلیه مناطق وارتقاء کیفیت آموزشی مراکز آموزشی بوده است.
دهة کنونی 99 – 1990 ، نشان می دهد که در این بخش هدف مورد نظر حداقل در زمینة میزان حضور در آموزش پیش دبستانی تحقق یافته است.در زمینة کیفیت آمادگی تحصیلی
، مطالعات زیادی اخیراً انجام شده که نشان می دهد پیشنهاد معیارهایی برای مدارس پیش دبستانی دولتی در سال 1991باعث ایجاد روش جدیدی در آموزش دوران کودکی شد
که بر پیشرفت قابلیتهای کودک در ابعاد گوناگون شامل پیشبرد تواناییهای فیزیکی ، عقلانی و سایکو دینامیک ، کسب تدریجی اعتماد به نفس و پیشرفت تواناییهای فرد
بویژه قابلیتهای احساسی ، ادراکی ، حرکتی و زبانی و عقلانی فرد متمرکز شده بود.
تأثیر این الگوها نه تنها در مدارس پیش دبستانی دولتی بسیار تقویت شده بلکه در اغلب محیط ها توسط شهرداریها ، مؤسسات مذهبی و بخش های خصوصی و غیر انتفاعی حمایت
مالی می شوند.این بخش ها مجبور به قبول Orientamenti نیستند اما با این وجود عاقلانه تر است که در رقابت با مدارس پیش دبستانی دولتی این برنامه در نظر گرفته
شود .
مطلب دیگری که قابل توجه است تلاش در زمینة کسب برتری در سطوح پیش دبستانی دولتی و غیر دولتی است که چنان رقابتی به نظر می رسد که از طریق تفاوت های موجود بین
محیط های مختلف آموزشی مورد تشویق قرار می گیرد.
آموزش ایران
همانطور که تا کنون شاهد بودیم در ایران بین دانشآموز زرنگ و دانشآموزی که از لحاظ بهره ی هوشی پایینی داشته تفاوتی زیادی بوده به حدی بعضی اوقات بعضی دانشآموزان انگیزه خود را برای ادامه تحصیل از دست میدهند.
در کشور ما آموزش ابتدایی از سن شش سالگی شروع و در سن دوازده سالگی به اتمام میرسد. و پس از آن دانشآموزان وارد دوره متوسطه میشوند. که به دو دوره ی متوسطه و سطح اول و سطح دوم تقسیم میشود.
در دوره ی متوسطه ی سطح دوم هر دانشآموزی به رشته ای که علاقه داشته باشد میرود. از بدیهای این دوره این است که تنوع رشته وجود ندارد.
مدرکی که با پایان دوره ی تحصیلی میگیرند در کشور ما ارزشی ندارد و دانشآموزان نمیتوانند با آن آینده ی خود را بسازند و باید دوره تحصیلی دانشگاهی خود را بگذرانند
در دوره ابتدایی افراد معلول در مدارس مخصوص به خود تحصیل میکنند. که این موضوع به قویتر شدن پایه دانشآموزان کمک میکند. در مدارس ایران خصوصا دوره ی ابتدایی معلمان از لحاط تحصیلی پربار نیستند. و مسلما این مسئله باعث میشود دانشآموزانی با سواد پایین داشته باشیم
آموزش پیشدبستانی به طور رسمی و دقیق وجود ندارد. و هر خانواده ای که بخواهد میتواند فرزندش را در مهدهای کودک ثبت نام کند.
این دوره آموزش رایگان نیست